کدام سقف و ستون را به جای خانه بگیرم؟ کجای وحشیِ این شهر آشیانه بگیرم؟بدون تو چه پناهی، کدام خانه، چه خوابی؟سزاست بیتو جهان را فریبخانه بگیرمبدون گرمیِ گیرای تیرهروشن چشمتمن از کدام پیاله تبی شبانه بگیرم؟
اگر نه خندهات این خانه را به چنگ بگیردتو را چگونه در ابیات این ترانه بگیرم؟اگر نه شانهٔ من سرپناهِ امن تو باشد نشان موی تو را از کدام شانه بگیرم؟ مرا از اینهمه خاموشیام جدا کن و بگذارکه باز از تو و از مهر تو زبانه بگیرم زمان گذشت و هدر رفت عمرِ بیتو، بیا تاتقاص عمر خود از دست این زما
برچسب:
نویسنده: khane8om
که بود او که نگاهش هوای باران داشتکه بود او که ندایش صدای ایمان داشت؟که بود او که میان حضور «آن»هایشسرودی از «ابدیت» همیشه جریان داشت؟که بود او که جهان را به سوی جان میخواندکه بود او که جهانِ همیشهاش جان داشت؟که بود او که چنان آیههای محکمِ حقبشارت و انذار و دلیل و برهان داشت؟که بود او که «که بود او»ی دردمند مرابه یک ملاحت لبخند خویش درمان داشت؟چگونه خلق جهان بو نبرد بر حُسنشزمانه گوهر او را چگونه پنهان داشت؟بزرگ بود برای جهانِ کوچکِ مابزرگ بود و جهان فرد فرد زندان داشت
چه ناشناخته بود او میا
برچسب:
نویسنده: khane8om